چهاردهم اکتبر ۱۹۹۶، چند جوان پرشور در محوطهٔ دانشگاه توبینگن آلمان دور هم نشستند و به این نتیجه رسیدند که «باید کاری کرد». سی سال بعد، درست در همان روز، کیدیای تولدش را با پخش یک مستند جشن گرفت: «کیدیای: مستند؛ داستان کمشانسهای نرمافزار آزاد» (KDE: The Documentary — The Story of Free Software Underdogs). فیلم را گروه CultRepo ساخته و با حمایت خود کیدیای، چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ ساعت ۱۹:۳۰ به وقت اروپای مرکزی (۲۱:۰۰ به وقت تهران) روی یوتیوب رونمایی شد.
این مستند پیش از آنکه دربارهٔ کد باشد، دربارهٔ آدمهاست؛ دربارهٔ دوستیها و اینکه چرا چند نسل از برنامهنویسها وقت آزادشان را پای این پروژه گذاشتهاند.
نامهای که کمی شبیه خیالپردازی بود
فیلم ما را به میانهٔ دههٔ نود میبرد؛ روزگاری که کرشکردن کامپیوتر وسط تایپ یک نامه امری عادی بود. لینوکس پایدار و ارزان بود، اما راهاندازی یک دسکتاپ قابلاستفاده روی آن روزها کلنجار رفتن با فایلهای پیکربندی میخواست. به گفتهٔ یکی از راویان، جز چند خورهٔ کامپیوتر با «آستانهٔ تحمل درد بسیار بالا» کسی لینوکس را روی دسکتاپ اجرا نمیکرد.
ماتیاس اتریش (Matthias Ettrich) آن موقع دانشجوی علوم کامپیوتر در توبینگن بود. همکلاسیهایش مدام سراغش میآمدند که کامپیوترشان کرش کرده و نوشتههایشان از دست رفته است. وقتی میپرسید چرا سیستمی را که کار میکند به کار نمیبرند، همیشه یک جواب میشنید: «به ورد مایکروسافت احتیاج دارم.» از سوی دیگر، استاندارد پیشنهادی آن روزها برای دسکتاپ یونیکس، یعنی CDE، به تعبیر یکی از چهرههای فیلم «کابوسی بود که یک کمیته طراحیاش کرده بود»، و ردهت هم اعلام کرده بود که CDE قرار است استاندارد دسکتاپ لینوکس شود.
اتریش در همان روزها با کتابخانهٔ تازهای به نام کیوت (Qt) آشنا شد و حس کرد «تکهٔ گمشدهٔ پازل» را پیدا کرده است. بعد نامهای به یوزنت فرستاد با عنوانی که بعدها مشهور شد: «پروژهٔ جدید: Kool Desktop Environment». او در آن نامه از برنامهنویسها خواسته بود هرکس بخشی از کار را بردارد و صادقانه نوشته بود:
«I admit the whole thing sounds a bit like fantasy, but it's very serious from my side.»
«اعتراف میکنم که همهٔ این ماجرا کمی شبیه خیالپردازی است، اما من کاملاً جدی هستم.»
و نامه را با این دعوت تمام کرده بود: «So let us join our rare spare time and just do it» (پس بیایید اوقات فراغت کمیابمان را روی هم بگذاریم و فقط انجامش دهیم). اتریش حالا که دوباره آن نامه را میخواند، به یاد میآورد که آن روزها با زبان انگلیسی حسابی کلنجار میرفت.
یکی از نخستین پاسخها از ماتیاس کاله دالهایمر (Matthias Kalle Dalheimer) بود که اتریش را از روی نرمافزار LyX میشناخت و پایاننامهٔ کارشناسی ارشدش را با همان نوشته بود. زیرساخت پروژه هم داستان شیرینی دارد: سروری به نام FiWi02 که در واقع سرور چاپ دانشکدهٔ اقتصاد بود و مدتها در نشانی ایمیل توسعهدهندگان دیده میشد.
جدال بر سر مجوز کیوت و تولد گنوم
کیوت محصول شرکت کوچکی در اسلو به نام ترولتک (Trolltech) بود و مدل کسبوکارش ساده بود: اگر با نرمافزار ما پول درمیآورید، باید به ما پول بدهید؛ اگر نه، رایگان است. به این ترتیب، کیوت در آن زمان به معنای واقعی کلمه آزاد نبود. یکی از راویان فیلم که آن روزها با ردهت روی آوردن لینوکس به معماری SPARC کار میکرد، تعریف میکند که با دیدن کیدیای شگفتزده شده بود، اما وقتی با ریچارد استالمن در بنیاد نرمافزار آزاد و اریک تروان در ردهت مکاتبه کرد، هر دو یک پاسخ دادند: پایهٔ کیدیای یک کتابخانهٔ انحصاری است.
در این میان بنیانگذاران ترولتک که در دفتری کوچک در اسلو نشسته بودند، ناگهان خود را در نقش «شرکت سرمایهدار بدجنس» دیدند؛ آن هم در حالی که به گفتهٔ فیلم، در روزهای راهاندازی شرکت با حقوق همسرانشان زندگی میکردند.
در نهایت ردهت به جای معامله با ترولتک، پروژهٔ رقیبی بر پایهٔ GTK راه انداخت و اینگونه گنوم متولد شد. همزمان پروژهٔ Harmony برای ساختن نسخهای همسان با کیوت زیر مجوز GPL آغاز شد که برای ترولتک تهدیدی جدی بود.
راهحل از یک دفتر وکالت در نروژ بیرون آمد. وکیل پس از شنیدن ماجرا پرسیده بود:
«Are you telling me that you want to pay me money so that you can't stop giving something away for free?»
«یعنی میخواهید به من پول بدهید تا دیگر نتوانید جلوی رایگاندادن چیزی را بگیرید؟»
نتیجه، بنیاد KDE Free Qt بود که تضمین میکرد کیوت آزاد بماند. برای امضای این توافق اما یک شخصیت حقوقی لازم بود، و اینگونه KDE e.V. شکل گرفت؛ انجمن غیرانتفاعیای که مسئولیتهای حقوقی و مالی را بر عهده میگیرد و تصمیمهای فنی را به مشارکتکنندگان میسپارد و بعدها الگوی بسیاری از پروژههای متنباز شد. این توافق در KDE One، نخستین دیدار حضوری توسعهدهندگان، مطرح شد؛ دیداری که نخستین انتشار کیدیای هم از دل آن بیرون آمد و نام رمزش را از شهر میزبان، آرنسبرگ (Arnsberg)، گرفت.
از KHTML تا وبکیت و کروم
در آن سالها کسی در کیدیای به دیگران دستور نمیداد و قانون آهنین پروژه ساده بود: «هرکس کار را انجام میدهد، تصمیم میگیرد چه کاری انجام شود.» تورین وایس (Torben Weis) که قرار بود مدیر فایل KFM را بنویسد، عملاً یک مرورگر وب کامل نوشت که «حالت مدیر فایل» هم داشت.
با آمدن HTML4 و جاوااسکریپت، موتور قدیمی دیگر کشش نداشت و بازنویسی کامل لازم شد. در میانهٔ همین کار، هری پورتن (Harri Porten) در فهرست پستی خبر داد که «برای سرگرمی» یک موتور جاوااسکریپت نوشته است. حاصل این همکاری، KHTML مدرن بود که در اکتبر ۲۰۰۰ همراه مرورگر کانکرر (Konqueror) در کیدیای ۲.۰ عرضه شد. بعدها اپل KHTML را پایهٔ مرورگر سافاری کرد؛ این موتور سپس وبکیت (WebKit) نام گرفت و کروم هم از دل وبکیت بیرون آمد. یکی از اعضای تیم با افتخار میگوید: «فکر میکنم کوچکترین تیم موتور رندر وب روی کرهٔ زمین بودیم.»
کیدیای ۴؛ سال سختِ بازخوردها
تلخترین فصل فیلم به کیدیای ۴ مربوط است؛ نسخهای جاهطلبانه که در آن خیلی چیزها همزمان تغییر کرد. کیوت ۴ خودش جهشی بزرگ بود و پوستهٔ دسکتاپ هم با چشماندازی که آرون سیگو (Aaron Seigo) آورده بود از نو ساخته شد؛ اینگونه پلاسما متولد شد. پروژه طولانی شده بود، برخی مشارکتکنندگان رفته بودند و فشار برای انتشار بالا بود؛ پس تصمیم گرفتند نسخهٔ ۴.۰ را ناتمام و بهعنوان پیشنمایش منتشر کنند و از توزیعها خواستند آن را پیشفرض نکنند. بیشترشان پذیرفتند، اما نه همه.
کاربرانی که به سیستمی پخته عادت داشتند، با دسکتاپی ناپایدار و متفاوت روبهرو شدند. کسی که این بازنویسی را رهبری کرده بود، در فیلم به یاد میآورد که مرتب پیامهایی میگرفت مبنی بر اینکه دارد کیدیای را نابود میکند و همهچیز تقصیر اوست. با این حال، تعداد مشارکتکنندگان بیشتر شد؛ از حدود نسخهٔ ۴.۲ ورق برگشت و به گفتهٔ فیلم، حدود پنج سال و نیم طول کشید تا همهچیز واقعاً خوب شود. معماریای که آن روزها ساخته شد هنوز پابرجاست و گذار از پلاسما ۵ به ۶ بسیار آرام پیش رفت.
از رقیب تا دوست
بحران کیدیای ۴ به بازاندیشی هویت هم انجامید: کیدیای از نام یک محصول به نام جامعه تبدیل شد و دسکتاپ نام پلاسما گرفت. نگاه به گنوم هم عوض شد؛ یکی از چهرههای فیلم میگوید بازار دسکتاپ لینوکس آنقدر کوچک بود که «اگر با هم میجنگیدیم، صفر را میان خودمان تقسیم میکردیم» («if we were fighting each other, we would divide zero together»). نخستین «اجلاس دسکتاپ» (Desktop Summit) سرانجام دو جامعه را کنار هم نشاند.
کیدیای زمانی روی رایانههای مدارس ابتدایی سراسر برزیل نصب بود و امروز آن را در مدارس دولتی والنسیا، اتاق کنترل برخورددهندهٔ بزرگ هادرونی و میلیونها دستگاه استیم دک میتوان دید.
تماشای فیلم
مستند هماکنون روی یوتیوب در دسترس است: KDE: The Documentary. به گفتهٔ حساب رسمی کیدیای، سازندگان فیلم یک ماه نمایش انحصاری در یوتیوب را شرط کردهاند و پس از آن، نسخهٔ پیرتیوب (PeerTube) هم منتشر میشود. مستند بخشی از کارزار کمک مالی پایان سال کیدیای است که با انتشار پلاسما ۶.۸، «نسخهٔ سیامین سالگرد»، همراه شده است.
سی سال پیش، دانشجویی که با انگلیسی کلنجار میرفت نوشت که ایدهاش شبیه خیالپردازی است. امروز آن خیال، یکی از بزرگترین جامعههای نرمافزار آزاد جهان است؛ و شاید مهمترین درس فیلم همین باشد که به تعبیر یکی از راویانش، آدمهای زیادی با نیت خوب میتوانند کنار هم جمع شوند و کاری بزرگ بسازند.
منابع: صفحهٔ رسمی کیدیای برای سی سالگی، مستند در یوتیوب (CultRepo)، اعلان کیدیای در ماستودون، توضیح کیدیای دربارهٔ نسخهٔ پیرتیوب
نظرات آزاد
سیستم نظر آزاد و شفاف روی همین سایت است — بدون Disqus و بدون رهگیری شخص ثالث. نام کافی است؛ ایمیل اختیاری و منتشر نمیشود.