منبع: بنیاد نرم‌افزار آزاد اروپا (FSFE) — ۲۵ اوت ۲۰۲۶

استفاده از مدل‌های زبانی بزرگ در سال‌های اخیر خیلی زیاد شده؛ از جمله برای تولید کد منبع. همین روند پرسش‌های حقوقی مهمی پیش می‌آورد: اگر کد را یک مدل زبانی تولید کند، آیا آن کد مشمول حق‌مولف است؟ و اگر هست، صاحب حق‌مولف کیست؟

نمای نزدیک از صفحه‌نمایش با کد در یک ویرایشگر متن
کد روی صفحه‌نمایش. منبع تصویر: FSFE / pics.fsfe.org

پاسخ این پرسش‌ها برای توسعه‌دهندگان مهم است؛ چون حق‌مولف یکی از پایه‌های چارچوب حقوقی نرم‌افزار آزاد است. این نوشته می‌کوشد نشان دهد وقتی برنامه‌ها با کمک مدل زبانی ساخته می‌شوند، قانون حق‌مولف چه اثری روی امکان ساخت نرم‌افزار آزاد دارد.

حق‌مولف به پدیدآورنده حق انحصاری می‌دهد: بازتولید اثر، دادن نسخه به دیگران، و تغییر اثر. این حق به‌صورت پیش‌فرض به‌وجود می‌آید و از لحظهٔ خلق اثر به پدیدآورنده تعلق می‌گیرد؛ از جمله به برنامه‌نویسی که کد می‌نویسد.

مشکل حق‌مولف این است که به‌صورت پیش‌فرض اشتراک‌گذاری نرم‌افزار را غیرقانونی می‌کند. برای عبور از این مانع از مجوز استفاده می‌شود: مجوزی که مشخص می‌کند دریافت‌کننده با چه شرایطی می‌تواند از نرم‌افزار استفاده کند. اگر آن مجوز چهار آزادی را تضمین کند، مجوز نرم‌افزار آزاد است.

اگر اثری مشمول حق‌مولف نباشد، در مالکیت عمومی قرار می‌گیرد. در این حالت کسی حق ندارد برای آن مجوزی بگذارد؛ حتی مجوزهای کپی‌لفت که قرار است چهار آزادی را در نسخه‌های بعدی هم حفظ کنند.

حق‌مولف معمولاً روی پیاده‌سازی خلاقانه و بیان مشخص یک ایده اعمال می‌شود، نه روی خود ایده. به این تمایز در حقوق می‌گویند «دوگانگی ایده و بیان».

مثلاً ایدهٔ اینکه شیرها روایتی شبیه هملت داشته باشند مشمول حق‌مولف نیست؛ اما فیلم «شیرشاه» به‌عنوان پیاده‌سازی آن ایده هست.

تا پیش از مدل‌های زبانی، پیاده‌سازی معمولاً کار انسان بود. حالا ممکن است انسان فقط ایده بدهد و مدل، بیان و پیاده‌سازی را انجام دهد. با این حال، در بیشتر نظام‌های حقوقی هنوز اصل این است که صاحب حق‌مولف باید انسان باشد و حق‌مولف فقط به اثر انسانی تعلق بگیرد.

ادارهٔ حق‌مولف آمریکا از سال ۱۹۶۵ همین پرسش را مطرح کرده است: آیا اثر اساساً آفرینش انسان است و رایانه فقط ابزار کمکی بوده، یا عناصر اصلی پدیدآوری را ماشین انجام داده است؟

همان نهاد در گزارش ژانویهٔ ۲۰۲۵ هم، با وجود رشد هوش مصنوعی، همین موضع را تکرار کرد.

در اتحادیهٔ اروپا هم قانون واحد و مشخصی برای همهٔ کشورها وجود ندارد، اما نشانه‌ها قوی است که اثر کاملاً تولیدشده با مدل زبانی مشمول حق‌مولف نیست و فقط شخص حقیقی می‌تواند پدیدآورنده باشد. در پرسش‌نامهٔ شورای اتحادیهٔ اروپا در ۲۰۲۴، بیشتر کشورها گفتند اصول فعلی حق‌مولف برای این موضوع کافی است: اثر کاملاً ماشینی قابل حمایت نیست؛ اثر ترکیبی ممکن است باشد، اگر سهم خلاقانهٔ انسان چشمگیر باشد.

دیوان دادگستری اتحادیهٔ اروپا هم بارها گفته اثر باید بیان آفرینش فکری یک شخص حقیقی باشد و شخصیت پدیدآورنده را نشان دهد؛ یعنی پدیدآورنده با انتخاب‌های آزاد و خلاقانه در ساخت اثر نقش داشته باشد.

دادگاه شهر پراگ در ۲۰۲۳ در مورد مدل‌های زبانی گفت اثر باید نتیجهٔ منحصربه‌فرد فعالیت خلاقانهٔ شخص حقیقی باشد. اگر نتوان نشان داد تصویر تولیدشده با مدل، حاصل سهم خلاقانهٔ منحصربه‌فرد فرد است، نمی‌توان ادعای پدیدآوری کرد.

اخیراً دادگاه منطقه‌ای مونیخ هم دعوای حق‌مولف روی سه لوگو را رد کرد؛ چون کسی که آن‌ها را با مدل زبانی ساخته بود نمی‌توانست آن‌ها را اثر خودش بداند. معیار این بود که آیا کار خلاقانهٔ شخصی فرد مستقیماً در نتیجه دیده می‌شود یا نه. دادگاه به‌طور کلی امکان حمایت از آثار کمک‌گرفته از مدل را رد نکرد؛ فقط گفت خروجی‌های همان پرونده واجد شرایط نبودند.

مالکیت عمومی و میزان پدیدآوری انسانی

نتیجه این اصول این است که خروجی کاملاً تولیدشده با مدل زبانی پدیدآورندهٔ انسانی ندارد و به‌صورت پیش‌فرض در مالکیت عمومی است. پژوهشی در سطح اتحادیهٔ اروپا که پارلمان اروپا سفارش داده نیز همین را تایید کرده است.

اما در عمل، خروجی مدل زبانی اغلب فقط بخشی از اثر است و بخش دیگر کار انسان است. قوانین هنوز به‌اندازهٔ کافی روشن نمی‌گویند وقتی مدل و انسان با هم کار می‌کنند دقیقاً چه می‌شود؛ از جمله در تولید کد.

استثناها: بریتانیا و ایرلند

همهٔ کشورها این اصل را یکسان نمی‌پذیرند. در بریتانیا، بند ۹(۳) قانون حق‌مولف، طرح‌ها و اختراعات ۱۹۸۸ می‌گوید در آثار ادبی، نمایشی، موسیقایی یا هنری که رایانه آن‌ها را تولید کرده، پدیدآورنده کسی است که تمهیدات لازم برای خلق اثر را فراهم کرده است.

یعنی در بریتانیا تقریباً هر اثر خلاقی باید پدیدآورنده داشته باشد؛ حتی اگر سهم انسانی کم باشد. البته این بند پیش از فناوری‌های امروز نوشته شده و هنوز در دادگاه برای خروجی مدل زبانی به‌طور جدی آزموده نشده است.

ایرلند هم حکم مشابهی دارد. چون ایرلند عضو اتحادیهٔ اروپاست، این موضع با رویکرد کلی اتحادیه که سهم خلاقانهٔ انسان را لازم می‌داند در تنش است.

اصول آثار کمکی در حقوق آمریکا

برای فهم سهم خلاقانه در آثار کمک‌گرفته از ماشین، رویهٔ آمریکا مفید است.

در پروندهٔ دیوان عالی آمریکا در ۱۸۸۴ دربارهٔ عکس (Burrow-Giles) استدلال شده بود عکس محصول ماشین است و پدیدآوری انسانی ندارد. دادگاه گفت عکاس انتخاب می‌کند: قاب، چیدمان، موضوع و حس اثر. بقیهٔ کار بیشتر مکانیکی است. پس استفاده از ماشین به‌تنهایی حق‌مولف را از بین نمی‌برد؛ اگر عناصر بیانی انسانی کافی باشد، اثر قابل حمایت است.

عکاسی در فضای باز با دوربین
عکاس در حال ثبت تصویر. منبع: FSFE / pics.fsfe.org

در پروندهٔ دیگری در ۱۹۹۱ (Andrien) کسی مجموعه‌ای از نقشه را آماده کرده بود و از چاپخانه خواسته بود آن را مقیاس کند و چاپ کند. چون چاپخانه جوهر بیان او را عوض نکرده بود، دادگاه پدیدآوری را مال همان فرد دانست.

صرف استفاده از ماشین، حق‌مولف را از بین نمی‌برد. اگر انسان انتخاب‌های بیانی کافی داشته باشد، اثر قابل حمایت می‌ماند.

گاهی گفته می‌شود خلاقیت لازم در خود پرامپت است؛ مثل سفارش اثر به هنرمند. رویهٔ قضایی معمولاً این را نمی‌پذیرد. پرامپت بیشتر انتقال ایده است و ایده مشمول حق‌مولف نیست.

ماشین تحریر قدیمی با عبارت Write something روی کاغذ
نوشتن دستور یا پرامپت، به‌تنهایی معمولاً پدیدآوری محسوب نمی‌شود. منبع: FSFE / pics.fsfe.org

خود پرامپت اگر به‌اندازهٔ کافی اصیل باشد ممکن است جداگانه مشمول حق‌مولف شود؛ اما حتی در آن صورت، پرامپت چیزی جدا از خروجی است.

ادارهٔ حق‌مولف آمریکا چند تفاوت مهم میان پرامپت و سفارش اثر به انسان را برمی‌شمرد:

  • در سفارش انسانی، سفارش‌دهنده می‌تواند فرآیند را ببیند، هدایت کند و گاهی حتی پدیدآورندهٔ مشترک دانسته شود. در ابزارهای مولّد، کاربر بعد از اتمام تولید، خروجی آماده را می‌گیرد و در خود فرآیند تولید نقش ندارد.
  • پرامپت معمولاً عناصر بیانی مشخص خروجی را تعیین نمی‌کند. ایده مال کاربر است، اما نحوهٔ بیان را سیستم مشخص می‌کند. سیستم جاهای خالی را هم پر می‌کند. اینکه یک پرامپت واحد خروجی‌های متفاوت بدهد، نشان کمبود کنترل انسان است.
  • زحمت پرامپت‌نویسی و اصلاح مکرر پرامپت برای حق‌مولف کافی نیست. حق‌مولف به پدیدآوری اصیل نگاه می‌کند، نه به میزان زحمت. دادن پرامپت جدید بیشتر شبیه دوباره تاس ریختن است تا کنترل واقعی بر خلق اثر.

دادگاه پراگ هم گفته صرف نوشتن پرامپت برای تولید کامل یک اثر معمولاً پدیدآوری محسوب نمی‌شود. البته دادگاه مونیخ این احتمال را باز گذاشت که تلاش‌های پی‌درپی در پرامپت‌نویسی گاهی به خروجی‌ای برسد که شخصیت فرد را نشان دهد.

وقتی ماشین ورودی انسانی را تغییر می‌دهد

بعضی ابزارها ورودی را حفظ می‌کنند و فقط اصلاح، ترجمه یا تکمیل می‌کنند؛ مثلاً پیدا کردن باگ یا خطای نحوی در کدی که خود برنامه‌نویس نوشته است. اگر خروجیِ تغییر یافته هنوز ویژگی‌های قابل تشخیص اثر انسانی را داشته باشد، همان پدیدآورنده می‌تواند صاحب حق‌مولف بماند؛ شبیه آثار مشتق.

در کد منبع این موضوع پررنگ‌تر است؛ چون محدودهٔ تغییر معمولاً محدودتر است و اثر انسانی راحت‌تر در خروجی دیده می‌شود.

تغییر و چیدمان خروجی تولیدشده

اینکه تک‌تک اجزای یک اثر مشمول حق‌مولف نباشند، لزوماً کل اثر را از حمایت خارج نمی‌کند. این نکته برای نرم‌افزار مهم است؛ چون خروجی مدل زبانی اغلب آجرهای یک برنامهٔ بزرگ‌تر است.

نمونهٔ معروف، کتاب مصور Zarya of the Dawn است. ادارهٔ حق‌مولف آمریکا بعداً فهمید تصاویر با Midjourney ساخته شده‌اند. نتیجه این شد:

  • تصاویر کاملاً تولیدشده با ابزار، مشمول حق‌مولف نیستند.
  • متنی که خود نویسنده نوشته مشمول حق‌مولف است.
  • انتخاب و چیدمان تصاویر در کنار متن هم به‌اندازهٔ کافی خلاقانه بوده و حمایت می‌شود.
  • پس حق‌مولف روی کل اثر و گردآوری آن هست؛ نه روی تک‌تک تصاویر.
جلد کتاب مصور Zarya of the Dawn
جلد Zarya of the Dawn. تصویر: Kris Kashtanova با Midjourney، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

برای نرم‌افزار هم همین منطق قابل تطبیق است: برنامه‌نویس ممکن است قطعه‌هایی را استفاده کند که خودش صاحب حق‌مولف‌شان نیست. این باعث نمی‌شود روی آن قطعه‌ها ادعای پدیدآوری کند؛ اما اگر ساختار، چیدمان و معماری کل برنامه کار انسان باشد، می‌تواند روی کل برنامه پدیدآورنده باشد.

معنای عملی‌اش این است: اگر می‌خواهید برنامه را نرم‌افزار آزاد مجوز بدهید، خودتان ساختارش را بسازید. مدل زبانی را برای ساخت کل برنامه به کار نبرید؛ حداکثر برای کمک به پیاده‌سازی ایده‌تان استفاده کنید.

مشکل دیگر این است که ابزار ممکن است چیزی را بازتولید کند که از قبل حق‌مولف دارد. این خطر در مدل‌هایی که با داده‌های دارای حق‌مولف آموزش دیده‌اند بیشتر است و به پرامپت و پارامترهای آموزش بستگی دارد.

بازتولید، توزیع یا انتشار چنین محتوایی می‌تواند نقض حق‌مولف باشد. در بیشتر کشورها نقض حق‌مولف مسئولیت مطلق است؛ یعنی نیت لازم نیست. جملهٔ «نمی‌دانستم مدل این اثر را کپی کرده» معمولاً دفاع موجهی نیست.

اگر نقض کشف شود، مسئولیت عموماً با کسی است که اثر را توزیع کرده؛ یعنی کاربر، نه لزوماً سازندهٔ مدل. البته پرونده‌هایی مثل Authors Guild علیه OpenAI هنوز در جریان‌اند و این حوزه در حال شکل‌گیری است.

بعضی پروژه‌ها می‌کوشند مدل را با داده‌های «ایمن‌تر» آموزش دهند؛ مثل پیکرهٔ عمومی GPT-NL در هلند که بیشتر روی محتوای عمومی و دارای مجوز سهل‌گیر کار می‌کند تا خطر نقض کمتر شود.

اگر سهم خلاقانهٔ انسانی در کنار خروجی مدل به‌اندازهٔ کافی باشد، کل اثر می‌تواند اثر «کمک‌گرفته از مدل» دانسته شود و مشمول حق‌مولف شود. بعضی کشورها این را در قانون می‌آورند.

ایتالیا از اکتبر ۲۰۲۵ در تعریف اثر فکری قید «انسانی» را روشن‌تر کرده و گفته حق‌مولف شامل آثار هوش انسانی می‌شود که با کمک مدل زبانی ساخته شده‌اند؛ به شرط آنکه نتیجهٔ کار فکری خود پدیدآورنده هم باشند.

اوکراین چارچوب جداگانه‌ای به نام حق sui generis گذاشته است: برای خروجی منحصربه‌فرد برنامه‌های رایانه‌ای، حقوقی شبیه حق‌مولف به پدیدآورندهٔ برنامه، قائم‌مقام یا کاربر قانونی آن داده می‌شود. بخش‌های انسانی اثر همچنان مشمول حق‌مولف سنتی‌اند. این الگو هنوز در بیشتر کشورهای اتحادیهٔ اروپا پذیرفته نشده است.

ادعاهای نادرست حق‌مولف و پنهان کردن استفاده از هوش مصنوعی

تشخیص دقیق اینکه یک خط کد را انسان نوشته یا مدل، در عمل بسیار سخت است. در نتیجه شفافیت تقریباً به حسن‌نیت مشارکت‌کننده وابسته است.

بعضی ممکن است وسوسه شوند استفاده از هوش مصنوعی را پنهان کنند تا مجوزدهی ساده‌تر شود. این کار در کوتاه‌مدت راحت‌تر به نظر می‌رسد، اما پایین‌دست پروژه را از نظر حقوقی آسیب‌پذیر می‌کند. حتی اگر خروجی مدل حق‌مولف نداشته باشد، ممکن است از دادهٔ آموزشیِ دارای حق‌مولف کپی کرده باشد.

نهاد Software Freedom Conservancy هم اشاره کرده بعضی پروژه‌های نرم‌افزار آزاد برای ساده‌کردن بار حقوقی نگهدارندگان، مشارکت تولیدشده با هوش مصنوعی را اصلاً نمی‌پذیرند.

توصیه‌ها برای استفاده از هوش مصنوعی در مشارکت‌های نرم‌افزار آزاد

SFC اخیراً توصیه‌هایی برای استفاده از سامانهٔ مولّد مبتنی بر مدل زبانی در مشارکت‌های FOSS منتشر کرده است. نکتهٔ مهم برای این بحث، ثبت و افشای کامل نحوه و زمان استفاده از ابزار است.

به گفتهٔ SFC، مسئولان پروژه نمی‌توانند سیاست درستی بگذارند اگر ندانند کدام مشارکت‌ها کمک گرفته‌اند و چقدر. دست‌کم باید در فرآیند مشارکت مشخص شود:

  • از کدام سامانه استفاده شده
  • نسخهٔ آن چه بوده
  • ابزار چطور کمک کرده

و بهتر است این اطلاعات در لاگ کامیت، به‌صورت ماشین‌خوان ثبت شود.

این افشا قدمی است برای ارزیابی دقیق‌تر قابلیت حق‌مولف و در نتیجه قابلیت مجوزدهی کد به نرم‌افزار آزاد. شفافیت به سلامت زیست‌بوم مجوزهای نرم‌افزار آزاد کمک می‌کند.

علاوه بر این، خوب است توسعه‌دهندگان سهم کار انسانی خود را هم مستند کنند: نوشتن کد، انتخاب و چیدمان اجزا، یا میزان ویرایش خروجی ماشین.

جمع‌بندی

کد کاملاً تولیدشده با مدل زبانی معمولاً پدیدآورندهٔ انسانی ندارد و نمی‌توان آن را به‌تنهایی با مجوز نرم‌افزار آزاد پوشش داد. اگر انسان در ساختار، انتخاب، چیدمان و ویرایش نقش خلاقانه داشته باشد، کل اثر ممکن است مشمول حق‌مولف شود و قابل مجوزدهی باشد. پنهان کردن استفاده از ابزار ریسک حقوقی دارد؛ افشای شفاف استفاده از مدل، برای جامعهٔ نرم‌افزار آزاد لازم است.

منبع: بنیاد نرم‌افزار آزاد اروپا (FSFE).